دشت شهریار

دشت شهریار

دشت شهریار

بر گرفته از دایره المعارف شهرستان شهریار – احمد فرجی-

دشت ” شهریار”  یکی از مناطق بسیار حاصلخیز و مستعد درشمال فلات مرکزی و جبهه جنونی البرز بوده و از این رو از گذشته های دور تاکنون محل سکونت واستقرار گروه های مختلف انسانی بوده است . وجود رودخانه دائمی کرج وسکونت گاه های پرشمار پیرامون آن را باید از نشانه های رونق و شکوفایی دشت شهریار در گذشته های دور ونزدیک تصور کرد و علاوه بر رود کرج ساختار زمین شناختی ، شرایط اقلیمی و منابع آب زیر زمینی راباید از دیگر عوامل حاصلخیزی و تراکم استقرارهای انسانی در شهریار دانست .

براساس منابع موجود ، حدود ۹۰۰۰ سال پیش ، گروه هایی از جوامع انسانی در دشت شهریار استقرار یافته و با سکونت در منطقه ویا یک محل خاص ، دوره ی کوچ دائم از منطقه ای به منطقه ی دیگر واز محلی به محل دیگر را پشت سر گذاشته اند  دوره ی تولید غذا و سکونت در یک محل را آغاز کردند .

دشت شهریار

کشف جسد مومیایی شده انسانی در کف یکی از خانه های تاریخی در تپه ارسطو که روی اسکلت وجسد مومیایی  شده اش با گل اخراه پوشانده شده بود ،این تمدن را قابل مقایسه و هم افق بانمدن باستانی پیش از تاریخ ، سیلی می سازد و با کاوش باستان شناسی قره تپه نشان می دهد که سابقه سکونت در آن را ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد تخمین می زند کاوش های انجام شده نشان از وجود تشابهات تعلنی با چشمه علی شهرری ، تپه زاغه دشت قزوین وسیلک دارد و با وجود دو آتشکده تخت رستم وتحث کیکاووس با توجه به اینکه در عصر ساسانیان ری بزرگ ترین مرکز دینی و پایگاه بزرگ مغان وزرتشتیان بوده است و دلیلی بر توجه انها و ساختشان در مرتفع ترین نقاط آن ، می تواند نشانه ای از رونق مذهبی این دشت دران عصر باشد .

دشت شهریار ، پل ارتباطی شرق وغرب وبالعکس

بی شک در طول تاریخ ارتباط و پیوندی استوار بین “شهریار ” و “ری “برقرار بوده است و از شهریار  در کتاب هایی همچون مختصر البلدان ابن فقیه ، المسالک والممالک اصطخری ، سوره الارض ابن حوقل ، حدودالعالم ، احسن التقاسیم مقدسی ، معجم البلدان یاقوت ، آثار البلاد قزوینی ، نخبه الدهر دمشقی ، به عنوان یکی از قسمت های ری نام برده شده است و دکتر کریمان هم در کتاب ری باستان در میان شهرهای “ری ” نام شهریار » را هم آورده است و بکاربردن عنوان « شهریار ری » هم به دلیل همین وابستگی ست و در مواردی هم ری مرکز حکومت سیاسی و شهردار منطقه حاکم نشین بوده است .

همچنین ، اهمیت تجاری ری و قرار گرفتن آن در راه ابریشم که این راه از توزقان ( راه شمالی ) وختن ( راه جنوبی ) به کاشغر و پس از آن به فرمانه می رفت و از راه سمرقند به بخارا و مرو و پا بلخ وهرات ، پس از طی مسیر نیشابور ، دامغان و سمنان وارد ری شده و از دروازه بلبستان ، پس از عبور از دشت شهریار به قزوین ، مرزه ول و سراب، بستان الهاد ، تبریز ومرند به آسیای صغیر می رفتند جغرافیای تاریخی شهرهای راه ابریشم ، علی اسلامی دهقی ، ص ۱۴۴۶ ) و یا در مسیری که از حلوان ( درعراق ) شروع می شده و پس از طی مسیر کرمانشاه • دینور ، همدان ، نهاوند مساوه و قم به ری رسیده و پس از عبور از ایالت قومس ( دامغان وبسطام ) ، ایالت خراسان ( نیشابور ، طوس ومرو ) په هرات و بلخ رفته و درنهایت به بدخشان می رسیدند.

تا پیش از حمله ی مغول رفت وامد کاروان ها بیشتر از راهی بود که از طریق سگز اباد ( که امروزه یکی از شهرهای استان قزوین است و در بخش مرکزی بویین زهرا قرار دارد )و شهریار ، په ری می رفته است و از این دوره به (حمله مغول) و هرچند راه قزوین -کرج – ری اهمیت بیشتری بافت ، باز هم شهریار در این مسیر قرار داشته درسال  ۸۸۸ هجری قمری که شهرری و نواحی اطراف آن به تصرف خاندان آق قویونلو درآمد . وی در معرض تاخت و تازها و هجوم تاتارها و سپاهیان تیمورلنک فرار گرفت و این شهر بزرگ رو به ویرانی گذشت و مردم آن به سوی ورامین و تهران بار سفر بسته و در انجا مسکن گزیدند و باتوجه به ویرانی ری ، در معنی استاد از شهریار که با عنوان  شهریار ورامین به نام برده شده است .

قلعه شهریار

اما باز هم پس از حمله ی مغول و ویرانی ری و همچنان این پوند و ارتباط بین شهریار و ری  برقرار بوده است ، دشت وسیع شهریار به نقش پل ارتباطی بین شمال و جنوب را ایفا می کرده است و وجود قلعه های مستحکم با خندق های اطراف آن ، ضمن ایفای نقش سکونتگاهی خود ، دژ محکمی برای جلوگیری از حمله به ری و تصرف آنجا و از طرفی از ری به قزوین و سلطان په وخدابنده بوده است و نقش و کارایی این قلعه ها نیز دراکثر لشکر کشی ها به این منطقه کاملا مشخص است و گاهی هم عنوان  حاکم نشین برخود گرفته است ؛

همچنان که د هنگامی که سلطان اویس درجنگ با میر ولی در ری به پیروزی می رسد ، حکومت ری را به قتلغ شاه و دو سال بعد به عادل آقا واگذار کرده و او را در قلعه ی شهریار می نشانده : ، و یا هنگامی که « شاه عادل قصد تصرف ، وی رادارد ، در هنگام جنگ و تصرف « قلعه شهریار » است که از کشته شدن سلطان حسین به دست برادرش سلطان احمدز سال ۷۸۴ ه . ق باخبر شده و به ناچار از شهریار به « تبریز » برمی گردد و با دقتل جهانشاه بیگ وتصرف قلعه شهریار توسط میر عبدالملک سپهسالار در زمان حکومت کار کیا میرزا علی و با « فتح قلعه شهریار توسط ابوبکر فرزند میرانشاه تیموری و کشته شدن  پیان قوچین ، حاکم قلعه ونصاب « علی صدیق » به جی وی و کوچاندن دوهزار خانوار مغول ساکن در اطراف قلعه شهریار را به استرالید ( مازندران توسط امیرزاده عمر فرزند دیگر میرانشاء » را شاهدی براین گفته نانت اردوگاه ولشکرگاه شهریار از شهریار » در بعضی از نوشته های تاریخی به عنوان « اردوگاه ولشکرگاه به نام برده شده است بطوریکه در شاه قلی باباتکلو با پانزده هزار نفر از صوفیان تکلو ( نکه ایلی ) در این لشکرگاه به حضور شاه اسماعیل اول صفوی رسیده و در این اردوگاه  سرداران تکلو به علت تجاوز و غارت کاروان بازرگانان ایرانی مجازات و بقیه بین لشکریان قزلباش تقسیم می شوند » و با « اردو زدن علیقلی خان برادر اقا محمد شاه و عموی فتح علی شاه در سال ۱۳۱۲ هجری قمری برای تصرف پایتخت و گرفتن تاج و تخت پادشاهی » و یا در انقلاب مشروطه و پیوستن میرزا کوچک خان جنگلی به مجاهدین گیلان در علیشاه عوض و درگیری نیروهای محمد علی شاه در بادامک شهریار با نیروهای جنوب به فرماندهی سردار اسعد و فتح تهران را مثال اورده است

خالصه شهریار

خالصه شامل املاک و اراضی میشد که مالکیت و حق بهره وری از عایدات آن در اختیار شاه و حکومت مرکزی قرار داشت و غالبا به صورت اجاره در اختیار زارعان قرار می گرفت و با در شکل تیول به افراد لشکری و کشوری واگذار می شد و این شکل مالکیت زمین ، با نوساناتی، تا پایان دوره پهلوی ادامه یافت.

با تثبیت حکومت صفویه در آغاز قرن دهم هجری – که خود ، مبدئی برای تشکیل حکومت متمرکز شیعی در ایران شد – در ترکیب مالکیت اراضی تغییر محسوسی داده نشد اما در میزان هر یک از مالکیتها نوساناتی پدید آمد، خصوصا از زمان شاه عباس اول به بعد به مقدار زمینهای خالصه به مقیاس وسیعی افزوده شد که بیشتر ناشی از سیاست تمرکزگرایی و ایجاد ارتش منظم از سوی شاه عباس اول بود.

گسترش املاک خالصه در دوران جانشین وی باز هم ادامه یافت . شواهد موجود که در مستندات عصر صفوی به آنها اشاره شده است نمونه ای از مالکیت شاهان صفوی بر این منطقه ی حاصلخیز است که برای نمونه می توان به ( فرمان حمل غله از سوشهریار به قندهار توسط شاه عباس ثانی در سال ۱۰۶۲ هجری قمری ، وقف روستای مردهاباد ( مرداباد ) شهریار توسط شاه عباس صفوی در ۱۰۰۵ هجری قمری اشاره کرد .

این روال تاعصر قاجار ادامه داشت و در این عصر ، در جای جای شهریار می توان ردپای شاهان وشاهزادگان و همسران و فرزندان و صدراعظم ها و حتی پیشخدمت های آنها را پیدا کرد که برای نمونه می توان با توجه به مستندات ارائه شده در این کتاب در عصر قاجار به ( فرمان محمدشاه قاجار درمورد واگذاری روستای زرگنده به سفارت روس ودرعوض آن دریافت مالیات قریه رامین شهریار ، فرمان محمدشاه قاجار مبنی بر تحویل شش خروار عایدات قریه دینارآباد به تائب توپخانه در سال ۱۲۵۱ هجری قمری ، استاد مربوط مالکیت روستاهای محموداباد ، علی آباد درازه ، کبودین ، خاوه ، عبداباد ، فردوس توسط أمن السلطنه ( محمد ولی بن مهدی ) همسر منبر اعظم دختر مظفرالدین شاه و استاد وقف نامه ها مربوط به وقف شش دنگ روستای برداباد شهریار در سال ۱۲۵۰ قمری توسط بدرالنساء همسر فتح علی شاه قاجار ودختر مصطفی قلی خان قاجار عموی فتح علی شاه ) ) اشاره کرد .

همگی این اسناد گویای این مطلبند که دشت وسیع و حاصلخیز شهریار املاک خالصه بوده و مطمئنا حاصلخیزترین ایالتها تبدیل به  خالصه می شد و ثانیا بخش عمده درآمدهای دولت از همین املاک به دست می آمد که درنهایت در پی قوانینی که از ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۲ ش تصویب شده بسیاری از خالصه ها به افراد فروخته شد و در ۱۳۲۵ ش ، قانون دیگری به تصویب رسید که بانک کشاورزی را مامور کرده خالصجات باقیمانده را به قطعاتی تقسیم کرده به فروش برساند .

بعد از قاجار و درعصر حکومت پهلوی اول ردپای بقایای آنان و مالکین جدید خصوصا امرای ارتش و رادراین جا می توان مشاهده کرد که برای نمونه می توان با توجه به مستندات ارائه شده « سند تعویض املاک امیر ارصلان خواجه نوری  ( نظام الدوله ، داماد ناصرالدین شاه ) درامل با قریه ی خالصه درشهریار توسط اداره خالصجات، سندفروش و تحویل روستای های شهریار به وارث عبدالحسین فرمانفرمایلن إنحسرت الدوله ) و بند مربوط به اراضی متعلق به سر لشکرخدایار خان در فردوس  اشاره کرد .

اسناد موجود مبین این مطلیند که : روستاهای باباسلمان ، ملارد ، فردوس ، جوقین ، اسطوره اسکمان ، بالابان ، اصیل آباد و حصارطهماسب ، ایران ، شهرآباد ، قجر ، مرداباد ، شهام ، یکه ، شمس البادنجر ، کردامیر ، محموداباد دمه و املاک مانند املاک سپهسالار اعظم محمد ولی تنکابنی در قره تپه شهریار و روستای مهرچین – جزه خلصه های انتقالی می باشند که از سال ۱۴۰۰ قمری به این طرف از تصرف دولت ، به تصرف اشخاص درآمده است.

بازدیدها: ۷