باند بازی و قومیت گرایی ؛بلای جان شهرستان شهریار

باند بازی و قومیت گرایی ؛بلای جان شهرستان شهریار

باند بازی و قومیت گرایی ، بلای جان شهرستان شهریار

هادی عظیمی : نقد همواره یکی ازمناقشه برانگیزترین روش های سخن گفتن و نوشتن در سرزمین ماست چون براساس فرهنگ ما همگان از نقد حرف میزنند ولی درهنگام شنیدن نقد کمتر کسی تحمل پذیرش آن را دارد .

ازاین روست که نقد در جامعه ما سهل و ممتنع است ، همانقدر که در گفتارعمومی جامعه نقد پاسداشته میشود در عمل کمتر می توان به نقد پرداخت .

در فرهنگ معین یکی ازمعانی نقد((جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره (( گفته شده است . نقد به معنای جداکردن سره ازناسره همواره در مناطق کوچک تر سخت تر میشود و به دلیل نوع روابط انسانی و کم طاقت تر بودن افراد تبعات بیشتری دارد .

ازاین جهت دربیشتر موارد افراد ترجیح میدهند سکوت کنند وکمتر سخن بگوییند و دردسر به جان بخرند .

در مناطق کوچکتر منافع افراد و باند ها هرچند ناچیزترند ولی حس تعصب زیادی برای مناقشه برسر آن وجود دارد و همین است که نقد در جوامع محلی سخت تر و دشوار تراز سطح بالاتر می باشد .
شهرستان شهریار با داشتن بیش از ۷۵۰ هزار نفر جمعیت ، دوازدهمین شهرستان پرجمعیت کشور است و عمده ساکنان آن از سراسر کشور به این شهرستان مهاجرت کرده اند.

ترکیب و تنوع شهرستان شهریار براهمیت آن می افزاید.

وجود اقوام و لهجه های مختلف از سراسر ایران ، شهرستان شهریار را یک “ایران کوچک” تبدیل کرده است و بر پیچیدگی شرایط سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی این شهرستان افزوده است.

وجود شهرها و شهرداری مختلف در کنار باند های فعال که می کوشند در پشت پرده به تامین منافع خود مشغولند و اقرادی که می کوشند با بهره گیری از عامل قومیت و برجسته سازی آن در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی حضور موثر داشته باشند ؛

تحلیل شرایط شهرستان را امکان ناپذیر کرده است .

باند بازی و قومیت گرایی :


شهرستان شهریار جمعیتی در حد یک استان دارد ولی از منظر مناسبات سیاسی و اجتماعی در سطح یک شهرستان متوسط نیز نمی باشد و مهم ترین عامل واپسماندگی سیاسی و اجتماعی شهرستان باندهای پشت پرده و قوم گرایانی که از عامل قومیت در جهت منافع خود استفاده می کنند.

برای افراد فوق داشتن فکر و اندیشه و تعلق به یک جریان خاص ( اصلاح طلب یا اصولگرا) بی معنی است . اینان می کوشند از هر فرصتی منافع خود را با نقاب های مختلف تامین کنند و در برابر هرنوع تحول اساسی در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایستادگی و مقاومت کنند .

اینان می توانند به راحتی در هر دولتی نقاب همان دولت را بزنند و منافع خود را درقالب همان دولت پیگیری کنند .

از هر ابزاری برای رسیدن به مناصب تاثیرگذار استفاده می کنند و پس از دستیابی به پست تمام هم و غم خود را برای تثبیت موقعیت خود از طریق باند بازی و قومیت گرایی به کار می گیرند .

باند بازی و قومیت گرایی

این افراد پس از دستیابی به پست خود را فرا جناحی می نامند و می کوشند از این طریق از مواهب بودن با همه جریان هااستفاده کنند بدون اینکه مسئولیتی بپذیرند .

مهم ترین اقدام آنها در مسئولیت خود سامان دادن زیر مجموعه برای حرکت در مسیر مورد نظر آن هاست .

برای آن ها فکر و اندیشه و مرام سیاسی و فرکری ارزش چندانی ندارد و مهم دست یافتن به پست و مقام و استفاده از پست و مقام برای منافع شخصی می باشد .

آن ها در ظاهر با جریانی همراهند و در بطن با جریان دیگری همدلی می کنند . و با تغییر قطب قدرت قطب نمای آن هانیز به مسیر دیگری گرایش .

ویژگی اصلی این مدیرها عدم شفافیت در مواضع و عملکرد میباشد .

اینان به هر روشی دست میزنند تا به مدیریت برسند و از هر روشی استفاده می کنند تا مدیریت خود را تداوم بخشندو هرلحظه کژ میشوند و مژ میشوند ولی در هر حال به باند خود وفادارند و آن را تقویت می کنند .

هرچند نباید منکر جایگاه و زحمات خیل وسیعی از مدیران غیرسیاسی شد که بدون وابستگی به یک جریان خاص به خدمت رسانی مشغواند .


باند های ناپیدایی که همواره در تلاشند تا کرسی های شوراهای شهر و مجلس را به دست آورند ولی با بودن در پشت پرده حضوری ناملموس داشته باشند از دوراه اصلی به فعالیت خود ادامه می دهند کسب مدیریت مناصب مهم و تاثیرگذار در انتخابات و افزایش فضای قوم گرایی .

از همین رو این باند ها لطفه جبران ناپذیری به بر سرمایه اجتماعی و باورهای مردمی می زنند


باند بازی و قومیت گرایی

باند بازان و قوم گرایان در بیشتر موارد علاقه ای به رشدو توسعه محلی ندارند و به هرچیزی به عنوان ابزار ی برای نیل به اهداف خود بهره می برند .

این نوع رفتار ها از طرف هر فرد و جریانی باشددر جهت لطمه زدنبه منافع عمومی است و تنها راه مقابله با آن بحث و گفت و گوی عمومی و همکاری جریان های سیاسی و اجتماعی شفاف و قانونمند برای اصلاح فضای کنونی می باشد . .

آگاهان جامعه می توانند با تلاش و کوشش در مسیر تاباندن تاریکی بر فضاهایی تاریکی که باند بازان و قوم گرایان از آن برای تحریک عواطف عمومی استفاده می کنند گام بردارند.

هر فردی از هرکجای ایران که دراین شهرستان زندگی می کند بیش از هرچیزی یک ایرانی است و پس از آن یک شهروند محسوب می گردد و توسعه و رفاه همگانی در تحکیم پایه تفکر شهروندی است.

در غیراینصورت باند بازی و قوم گرایی نتیجه ای جز شکست برای همه و هدر رفتن فرصت ها ندارد .این شرایط نیازمند نقدو بررسی جدی است و بردلسوزان لازم است در این مسیر قدم برداند .
جهان را به آهن نشایدش بستن***********به زنجیز حکمت ببند این جهان را
” ناصر خسرو”