نقدی بر سریال نمایش خانگی ملکه گدایان

نقدی بر سریال نمایش خانگی ملکه گدایان

نقدی بر سریال ملکه گدایان

کودکان کار و ملکه گدایان

اخیرا سریالی به نام ملکه گدایان در شبکه نمایش خانگی در حال پخش است که یکی از مضمون‌های آن کودکان کار می‌باشد.

فارغ از محتوای پوچ و مبتذل سریال مذکور و داستان نویسی از مد افتاده

و به دور از واقعیت آن، که در لفافه به دنبال قهرمان پروری، نمایش زندگی لوکس و اشرافی و… است.

ساده‌انگارانه و به شکلی تصنعی در جستجوی مافیای قصه (ملکه) می‌باشد.

در کش و قوس داستان‌های ضعیف، بی‌پایه و بی‌ربط این سریال از جمله عشق‌های طبقاتی که یادآور فیلم‌های فارسی دهه‌های گذشته است.

زندگی کودکان کار به عنوان بخشی از داستان سریال به سخره گرفته می‌شود‌.


نمایش زندگی فلاکت بار این کودکان در قالبی زشت، زننده و بی‌مایه و همچنین عدم پوشش آسیب‌های ساختاری و بنیانی و دروغ پراکنی‌های گسترده در این سریال

ذهن مخاطب را از مناسبات اجتماعی و درک مفهومی و ریشه‌ای فقر فلسفی خارج می‌کند.

درج تصاویر لحظه‌ای و گذرای کپرها و زاغه‌های حاشیه شهر تداعی کننده تبعیض، شکاف و اختلاف‌های عظیم اجتماعی نمی‌باشد.

اهداف و سیاست های مشخص شده

با اهداف و سیاست‌های مشخص به دنبال مهندسی‌سازی و شست‌وشوی افکار مخاطبان و در نهایت برانگیختگی عواطف و ایجاد حس ترحم در بیننده می‌باشد.

نمایش‌های تصنعی و سطحی زندگی کودکان کار بدون قرار دادن اِلمان‌های واقعی و همچنین عدم بررسی و چرایی ایجاد، تشکیل و گسترش چنین معضلات اجتماعی در نبود ارزیابی دقیق و کارشناسانه منجر به درک سطحی و ضعیف بیننده و در نتیجه پاک کردن صورت مسئله به جای حل آن می‌شود.

پوشش کودکان کار تحت سیطره فردی به نام ملکه یکی دیگر از داستان سرایی‌های تخیلی این سریال است.

به مانند اینکه اگر چنین افراد سودجویی در جامعه نباشند

تا از کودکان کار سوءاستفاده کنند دیگر چنین وضعیتی وجود نخواهد داشت.

در حالی که بسیاری از کودکان کار جزو گروه و دسته خاصی محسوب نمی‌شوند .

و این فقر، تنگ‌دستی و فشار‌های معیشتی خانواده است که ناگزیر کودکان را به جای دبستان راهی خیابان می‌کند.

پیامدهای ورود کودکان به خیابان علاوه بر محروم شدن آنان از آموزش و مهارت های زندگی،

این کودکان را در مواجهه با خطرات فراوان از جمله سوءاستفاده‌های جنسی تا بزهکاری و دزدی قرار می‌دهد.

نقدی بر سریال ملکه گدایان